مقام معظم رهبري در ديدار با اساتيد و دانشجويان دانشگاه علم و صنعت تهران، با تكيه بر اين نكته كه قشر دانشجو هم در زمان حال و هم نسبت به آينده نقش آفرين است، و با توجه به اين كه دانشگاه محل تربيت مهمترين سرمايه كشور يعني نيروي انساني است، دانشگاه را مهمترين زيرساخت پيشرفت و توسعهى كشور معرفي كردند. بر همين اساس وظايف دانشگاه و انتظاراتي كه با اين ويژگي از دانشگاهها وجود دارد را اين گونه بيان كردند:
"از دانشگاه هميشه و در همه جا اين انتظار هست كه محل جوشش و اوج دو جريان حياتى در كشور باشد: اول، جريان علم و تحقيق؛ دوم، جريان آرمانگرائىها و آرمانخواهىها و هدفگذارىهاى سياسى و اجتماعى. كمتر محيطى را ميتوان پيدا كرد كه مثل دانشگاه اين دو جريان در آن به طور موازى همواره جوشش داشته باشد؛ هم جريان علم و تحقيق كه مايهى حيات جامعه و عزت جامعه است و عزت علمى به دنبال خود عزت اقتصادى، عزت سياسى، عزت بينالمللى را مىآورد، در دانشگاههاست، و هم آن مسأله آرمانگرائى كه به ظاهر به مسألة علم ارتباطى هم ندارد، اما در همه جاى دنيا انتظار از دانشگاهها به خاطر حضور دانشجو اين است كه در زمينهى ترسيم آرمانها و گرايش به تحصيل اين آرمانها و رسيدن به اين آرمانها، دانشگاه فعال باشد." 1
مقام معظم رهبري يكي از دلايل اين گونه انتظارات از دانشگاه را ناشي از ويژگي خاص دانشجو دانستند. ايشان معتقدند كه "جوانىِ دانشجو، سن دانشجو و آمادگىهاى روحى دانشجوست كه اين اقتضاي را به دانشگاه ميدهد." ايشان سپس به توضيح تفصيلي اين دو انتظار از دانشگاه و راههاي دستيابي به آن پرداختند.
1. جريان علم و تحقيق
مقام معظم رهبري ضمن تأكيد بر وجود نسبي جريان علم و تحقيق درجامعه دانشگاهي در ايران پيش از انقلاب، و وجود عناصر دلسوز، علاقهمند و عالم در دانشگاهها، بر اين نكته تأكيد كردند كه بعد از انقلاب حركت علمى در دانشگاهها سرعت گرفته است:
"در اين سالهاى اخير كه مسألة توليد علم و نهضت توليد علم، نهضت نرمافزارى، بازگشت به خود، اهتمام به تحقيق در دانشگاهها مطرح شده، يك حالت جهشى در اين حركت به وجود آمده است؛ در بخشى از مسائل علمى و كارهاى علمى و فناورى كه نمونههاش را داريد مشاهده ميكنيد، در زمينة دانشهاى پزشكى، در زمينة دانشهاى نو، در زمينة مسائل هستهاى، در زمينة نانو و غير اينها كارهاى مهمى در دانشگاههاى ما انجام گرفته است كه در گذشته تصور نميشد كه ما بتوانيم؛ محقق ما، استاد ما، دانشجوى ما، جوان ما [بايد] بتوانند به اين نقاط دست پيدا كنند و اين جهش را پيدا كنند."2
تداوم سرعت در حركت علمي
يكي از توصيههاي مقام معظم رهبري دربارة جريان علم وتحقيق در دانشگاه بحث تداوم سرعت دراين حركت علمي است. ضمن اشاره به ميزان بالاي هوش و استعداد ملت ايران و عدم دستيابي ايرانيان به جايگاه اصلي خود در عرصه علم و فناوري، ميفرمايند: "ما بايد اين سرعت و اين شتابى را كه در حركت علمى ما وجود دارد، سالها ادامه بدهيم؛ هيچ جايز نيست كه ما اندكى توقف كنيم؛ زيرا عقبماندگى ما از دنياى پيشرفتهى از لحاظ علمى، عقبماندگى زياد و قابل توجهى است؛ اين را ميدانيم، اين را ميفهميم و رنج ميبريم... ما خدا را شكر ميكنيم كه چشم ما را به اين عقبافتادگى باز كرد؛ به ما تفهيم شد كه ما دچار اين فقر هستيم و خدا را شكر ميكنيم كه اين همت، اين شوق، اين اميد در مجموعة ما به وجود آمد كه ميتوانيم اين عقبماندگى را برطرف كنيم. بنابراين، اين شتابى كه وجود دارد، اين جهشى كه وجود دارد، بايد سالها ادامه پيدا كند."3
موقعيت مرجعيت علمي
ايشان با تأكيد بر ضرورت دستيابي به عزت علمي، هدف نهايي و غايي در جريان علم و تحقيق را دستيابي به مرجعيت علمي در سطح جهان مطرح كردند و فرمودند:
"همين طور كه شما امروز ناچاريد براى علم و دستيابى به محصولات علمى به دانشمندانى، به كتابهايى مراجعه كنيد كه مربوط به كشورهاى ديگرند، بايد به آنجا برسيم كه جويندة دانش، طالب علم، مجبور باشد بيايد سراغ شما، سراغ كتاب شما؛ مجبور باشد زبان شما را ياد بگيرد تا بتواند از دانش شما استفاده كند. هدف بايد اين باشد."4
ايشان با اشاره به موفقيتهاي به دست آمده در عرصههاي مختلف علمي و فناوري ـ به ويژه پيشرفتهاي حاصل شده در علوم پزشكي ـ كه تا همين چند سال قبل از انقلاب، جزو آرزوهاي ملت ايران و بعضا آرزوهاي دستنيافتني به حساب ميآمد، امكان دستيابي به مرجعيت علمي در دنيا را امري ممكن و عملي معرفي كردند. البته بر اين نكته نيز تأكيد داشتند كه دستيابي به مرجعيت علمي نيازمند فراهم كردن مقدمات و زمينههاي لازم است.
زمينههاي دستيابي به مرجعيت علمي
مقام معظم رهبري اولين زمينه ومقدمه دستيابي به مرجعيت علمي را خودآگاهي و خود باوري دانستند و فرمودند "همين خودآگاهى ماست كه باعث ميشود احساس كنيم كه "بايد"؛ و احساس كنيم كه "ميتوانيم".
ايشان يكي از مهمترين مقدمات دستيابي به اين جايگاه علمي در دنيا را تهية نقشهى علمى جامع كشور دانستند كه باعث ميشود كشور از لحاظ تحصيل علم و طلب علوم مختلف دچار سردرگمى نباشد. پس از تهيه نقشه جامع علمي كشور بايد اقدامات ديگري انجام پذيرد كه عبارتند از: ايجاد نظام مهندسى اين نقشه، تبديل نقشة جامع علمى به صدها پروژة علمى، سپردن اين پروژهها به پيمانكاران امين ـ كه عبارتند از همين دانشگاهها و اساتيد و مراكز تحقيقاتى دانشگاهها ـ ايجاد شبكة نظارت بر اين پيشرفت علمى و حسن اجراي آن و درگير كردن استاد، دانشجو و محقق در اين پروژه بزرگ علمي.
ايشان در پاسخ به سؤال دانشجويان مبني بر جايگاه دانشجو در پيشرفت علمي كشور فرمودند تك تك دانشجويان ميتوانند با درگير شدن دراين جريان علمي در آن نقش ايفا كنند و اگر اين امور با جديت پيگيري شود ـ انشاءاللَّه ـ به نتايجى خواهد رسيد كه يقيناً روزى خواهد آمد كه جوانان ما شاهد مرجعيت علمى دانشگاههاى ايران و دانشمندان ايران خواهندبود."
2. آرمان خواهي
ويژگي جنبش دانشجويي
مقام معظم رهبري دومين انتظار و توقع از دانشگاه را بحث آرمانگرايي دانستند كه اين آرمان گرايي در قالب جنبش دانشجويي دنبال ميشود. ايشان با توجه به وضعيت فعلي و شرايط ساختاري و مختصاتي كشور و نظام جمهوري اسلامي، تداوم و عدم توقف اين حركت را ضروري دانستند و ويژگيهاي اين جنبش را اين گونه توصيف نمودند:
"جنبش دانشجويي در كشور ما در تاريخِ ثبت شده و شناخته شدهى خود، هميشه ضد استكبار، ضد سلطه، ضد استبداد، ضد اختناق و به شدت عدالتخواه بوده است. اين مميزات جنبش دانشجويي ما از روز اول است تا امروز. اگر كسى مدعى جنبش دانشجويي باشد، اما اين مميزات را نداشته باشد، صادق نيست. دست جنبش دانشجويي نميتواند در دست كسانى باشد كه در فلسطين قتل عام ميكنند، در عراق جنايت ميكنند، در افغانستان مردم را از دم تيغ ميگذرانند؛ اين جنبش دانشجويى نيست."5
ايشان با اشاره به حادثه 16 آذر در سال 32 كه در آن سه نفر دانشجو به خاك و خون غلتيدند، آن را مبدأ حركت جنبش دانشجويي دانستند كه تقريباً چهار ماه بعد از 28 مرداد و دوران اختناق عجيب و سركوب عجيب همهى نيروها و سكوت حاكم بر جامعه رخ داد و ناگهان به وسيلة دانشجويان در دانشگاه تهران يك انفجار در فضا و در محيط به وجود آمد. ايشان با تأكيد بر ماهيت اين اعتراض كه نسبت به حضور نيكسون معاون وقت رييس جمهور آمريكا شكل گرفته بود، ماهيت اين حركت را شاهدي بر ويژگيهاي جنبش دانشجويي يعني ظلمستيزي، عدالتخواهي، استكبارستيزي و ضديت با سلطه دانستند.
نقش دانشجويان در مقاطع مختلف قبل و بعد از انقلاب
مقام معظم رهبري با اشاره به تحركات دانشجويي در سالهاي 38 و 39 و 40 و ...، و همر اهي آنها با نهضت روحانيت در سال 41 و 42 و حوادث منجر به پيروزي انقلاب در سالهاي بعد به نقش مهم و تأثيرگذار دانشجويان و دانشگاه در تحولات سياسي ـ اجتماعي پيش از انقلاب و تحولات منجر به پيروزي انقلاب تأكيد كردند. همچنين با اشاره به نقش مهم دانشجويان در تحولات مهم ابتداي پيروزي انقلاب مثل تسخير لانه جاسوسي، تشكيل سپاه پاسداران و حضور فعال دانشجويان در سپاه، تشكيل جهاد سازندگى و توسعه آن، حضور دانشجويان در مواجهه و مقابلة با عناصر مسلحى كه دانشگاه را لانة خودشان كرده بودند، حضور در صحنههاي مختلف دفاع مقدس و مناطق مختلف جنگي از كردستان تا جنوب به تأثيرگذاري اين قشر از جامعه در تحولات پس از انقلاب و نقش آنها در گفتمانسازي تأكيد نمودند.
تشكلهاي دانشجويي
مقام معظم رهبري به بحث تشكلهاي دانشجويي به عنوان يكي از ابزارهاي جنبش دانشجويي اشارهاي داشتند و ضمن تأكيد بر اهميت اين تشكلها نكاتي را به عنوان توصيه مطرح نمودند.
تفاوت تشكل دانشجويي با حزب
اولين نكته، دقت در تفاوت جنبش دانشجويي با احزاب سياسي بود. ايشان با تأكيد بر نقش آفريني تشكلهاى دانشجويي در تحولات سياسي فرمودند:
"بايد توجه داشت كه تشكل دانشجويي، حزب به اين اصطلاحى كه امروز در دنيا هست و احزاب با آن اصطلاح شناخته ميشوند، نيست و با آن فرق دارد؛ تشكل دانشجويي با حزب فرق دارد. احزاب و سازمانهاى سياسى در وضع رايج و متعارف عالم، تشكيلاتى هستند كه براى رسيدن به قدرت به وجود آمدهاند. ...تشكلهاى دانشجويي مطلقاً براى اين به وجود نمىآيند و نميخواهند قدرت را در دست بگيرند. تشكلهاى دانشجويي براى رسيدن آرمانها به وجود مىآيند كه فراتر از مسألهى به قدرت سياسى رسيدن و حكومت را به دست گرفتن، است. اين ـ قدرت سياسى ـ برايشان مطرح نيست. البته احزاب بدشان نمىآيد كه از اين مجموعههاى دانشجويي براى رسيدن به قدرت استفاده كنند. به نظر ما اين، روا نيست و خودِ دانشجوها بايد به اين توجه داشته باشند."6
تشكل؛ فرصت فعاليت جمعي و مصونيتبخشي به دانشجو
نكته دوم، توجه به مهمترين فايده تشكلهاي دانشجويي يعني فرصتي براي كار دسته جمعي و فعاليت گروهي است. ايشان در اينباره فرمودند:
"تشكلهاى دانشجويي فرصتى هم براى دانشجو ايجاد ميكند براى كار دستهجمعى و من به كار دستهجمعى اعتقاد دارم و اين را يك نياز دانشجو ميدانم؛ كسب مهارتهاى گوناگون؛ مهارتهاى سياسى، اجتماعى. و توجه داريد شما جوانان عزيز؛ چه برادرها، چه خواهرها، كه دانشجو محاط به انواع خدعهها و گردابهاى گوناگون است؛ محاط به انواع خطرهاست. ... از جاذبههاى غريزى گرفته تا فريبهاى سياسى، تا دكاندارىهاى به ظاهر معنوى - عرفانهاى ساختگى - كه انواع و اقسام اين چيزها وجود دارد. تشكلها ميتوانند مصونيتبخش باشند؛ ميتوانند دانشجو را از افتادن در گردابهاى مختلف و منجلابهاى مختلف نجات بدهند و حفظ كنند. اين، نقشى است كه تشكلها ميتوانند ايفا كنند."7
عدم غفلت از اهداف اصلي
نكته و توصيه آخر به تشكلهاي دانشجويي بحث عدم غفلت از اهداف اصلي اين تشكلها بود. ايشان در اين زمينه فرمودند:
"تشكلهاى دانشجويي مواظب باشند هدفهايشان را گم نكنند. هدفهاى اصلى تشكلهاى دانشجويي همان چيزهائى است كه بر روى طاق بلند جنبش دانشجويي نوشته شده: ضديت با استكبار، كمك به پيشرفت كشور، كمك به اتحاد ملى، كمك به پيشرفت علم، حضور و شركت در مبارزه و پيكار همگانىِ ملت ايران براى غالب آمدن بر توطئهها و بر دشمنىها؛ اينها هدف اصلى است؛ اين را بايد فراموش نكنند. البته تشكلها از بدنة دانشجويي هم خودشان را نبايد جدا كنند؛ يعنى اينجور نباشد كه تشكل، موجب تقسيم دانشجوها بشود. به دانشجوها نزديك باشند".8
پينوشتها:
1 . بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار اساتيد و دانشجويان در دانشگاه علم و صنعت (۱۳۸۷/۰۹/۲۴ .
2 . همان.
3 . همان.
4 . همان.
5 . همان.
6 . همان.
7 . همان.
8 . همان.
