try another color:
60% 70% 80% 90% تغییر اندازه فونت متن:

انقلاب اسلامي به مثابه"رسانه جهاني"

ارسال مطلب براي دوستارسال مطلب براي دوست
نام نویسنده: 
سيدمجتبي مجاهديان (سردبير) mojahedian@gmail.com

درآمد
اگر به تصريح برخي اهالي علم ارتباطات، افراد برجسته و تأثيرگذار را مي‌توان در عداد "رسانه" برشمرد،1 آيا از همين منظر، "انقلاب اسلامي ايران" و بنيان‌گذار آن "امام خميني(ره)" - و پيش از آن، "دين" و "مذهب" - را نمي‌توان واجد چنين نقشي دانست و در شمار رسانه به حساب آورد؟!
در اين مجال، به اجمال، اين مهم مورد واكاوي قرار مي‌گيرد:
"رسانه" يعني "پيام"
هرچند دكتر استوارت ام.هوور، نويسنده حوزه رسانه، اعلام مي‌كند: "در ابتداي قرن بيست و يكم، دين و رسانه روز به روز بيشتر با يكديگر مرتبط مي‌شوند. ...بنابر اين ديگر نمي‌توان حوزه دين و رسانه را به آساني از يكديگر تفكيك كرد."2 اما پيشتر، اين مارشال مك لوهان ـ معرّف شهير "دهكده جهاني" و يكي از اركان تاريخ مطالعات رسانه‌اي ـ بود كه در كلمه‌اي قصار، گفت: "رسانه همان پيام است!"3؛ سخن حكيمانه‌اي كه امروزه بيشتر فهم مي‌شود. مك لوهان به عنوان يك كاتوليك معتقد، خود در عمل نائل به اين باور شده بود؛ چون براي او "رسانه حقيقي همان عشاي رباني بود. او هر روز كه مي‌توانست در عشاي رباني ظهر شركت مي‌كرد و در زمان تأمل، ارتباط با هم‌كيشان و مردم جامعه، از اشكال سنتي كليسا سود مي‌جست."4 به عبارت ديگر، از منظر مك لوهان، دين، نمادها، احكام و آداب آن، همه خود رسانه‌هايي تأثيرگذارند.
بنابر اين، هر چند برخي در نسبت ميان "دين" و "رسانه"، به اولين كتاب چاپي جهان يعني انجيل ـ كه در سال 1453 ميلادي توسط گوتنبرگ چاپ و منتشر شد ـ استشهاد مي‌كنند و عصر "مدرنيته" را آكنده از انواع رسانه‌هاي نوشتاري، ديداري، شنيداري مي‌دانند كه گاه در خدمت و گاه در خيانت به دين مي‌باشند، اما بايد گفت، با قدري تأمل درمي‌يابيم "دين" و "مذهب" و پديده‌هاي منشعب از آن، خود در واقع، رساترين رسانه‌هايند.
"دين" به مثابه رسانه
چون ویژگی‌هاي برجسته رسانه كه عبارتند از: فراگيري و گستره جغرافياي مكاني و حتي زماني؛ ايجاد همبستگی و وفاق کلی بین اجزاي جامعه در پاسخ به نیازهای محیطی؛ انتقال میراث اجتماعی، فرهنگي، ارزشي و حتي ديني از نسلی به نسل دیگر؛ كاركرد خبری، آموزشی، پژوهشي؛ و...، را مرور كنيم درمي‌يابيم كه دين خود مصداق اتم آن است.
پس دين را مي‌توان از زاويه پديده‌اي ارتباطي و رسانه‌اي با توانايي‌هاي متافيزيكي در رساندن پيام آسماني به اهالي زمين نگريست. در اين نگاه مي‌توان به عناصر ويژه پيام‌رسان و ابزار متعدد ارتباطی آن، انديشيد. براي مثال واژگاني چون "نبي" ـ پيام‌رسان بي‌كاست و افزود و مبلغ مبدأ هستي به جامعه انساني ـ به عنوان يكي از اولين و كليدي‌ترين عناصر اين شبكه ارتباطي، حائز دقت و سزاوار تأمل است. اين واژه از "نبأ" به معني خبر و پيام است؛ البته با قيد مفيد، مؤثر و عظيم بودن؛ "نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَزِدْنَاهُمْ هُدًى"؛5و جمع آن "أنباء" است؛ و "اِنباء"به معني اعلام پيام، ابلاغ و اِخبار مي‌باشد. "نبى" بر وزن فعيل، به معنى فاعل است؛ يعني پيام‌آور، پيغام‌بر و خبردهنده؛ چرا كه نبىّ از جانب خدا خبر مي‌دهد "نَبِّئْ عِبادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِيم"6؛ البته اگر به معنى مفعول باشد معنايش "خبرْ داده شده" و دريافت‌كننده پيام است؛ به اين معنا كه نبىّ از جانب خدا خبر داده مي‌شود "نَبَّأَنِيَ الْعَلِيمُ الْخَبِير".7 اگر "نبوت" از همان ريشه باشد به معناي پيام‌آوري، پيغام‌بري و به اصطلاح پيغمبري است؛ هرچند بعضى آن را به معنى رفعت و بلندى، گرفته‏اند.
رسانه "شيعه"
"تشيع" نيز خود يك رسانه قدرتمند تاريخي است؛ كه با استفاده از ابزار روزآمد و تكنولوژي‌هاي كارآمد ارتباطي چون "منبر"، به انتقال پيام منحصر به‌فرد و گزارش‌هاي مانا و تأثرگذار خود از وقايع "غدير"، "سقيفه"، "ساباط"، "كربلا"، و...، دست يازيد و توانسته است به عنوان رسانه‌اي اصيل و بي‌رقيب ـ حتي در عصر مدرنيته ـ همچنان پويا، به رسالت خود ادامه دهد.
بي‌گمان، ذكر مصائب اهل‌بيت(ع) به ويژه برگزاري مراسم روضه و آیین سوگواري و عزاداري حضرت سيدالشهداء(ع)، در انتقال مفاهيم كليدي مكتب تشيع، مشهود است. وقتي امام خميني(ره) مي‌فرمايد: "اين خون سيدالشهداء(ع) است كه خون‌هاي همه ملت‌هاي اسلامي را به جوش مي‌آورد" يعني خون سالاري كه در ظهر عاشورا در صحراي تفتيده كربلا بر زمين ريخته شد، چون چشمه‌اي جوشيد و پيام حيات‌بخش خود را در سراسر رگ‌هاي تاريخ جاري ساخت و او را زنده كرد.
البته غرب و صهيونيسم جهاني، در کنفرانس "شیعه و مقاومت" ـ كه در سال 1982 ميلادي برگزار شد ـ ناگزير به قدرت ويژه رسانه‌اي شيعه، اعتراف كرده و در جهت شكست آن ره‌جويي نمود.
رسانه جهاني انقلاب اسلامي
از آنجا كه خبر مقدمه علم و علم هم قدرت است؛ "العلم سلطان"8 امروزه رسانه، نه تنها ابزار قدرت، بلكه خود نيز به نوعي، قدرت است؛ البته قدرتي نرم. ديگر قدرت نرم رسانه‌هاي نظام سلطه در مدیریت معادلات بین‌المللي و تحولات جهاني بر همگان روشن شده است؛ چنانكه با تشخيص همين ضرورت، در مدت زمان کوتاهي پس از جنگ خليج فارس، بيش از چندصد شبکه خبري بين‌المللي توسط کشورهاي مهاجم راه‌اندازي شد؛ و پيش‌تر از آن، حتي كمپاني كوكاكولا در جنگل تنازع، راز بقاي خود را در اين ديده بود كه داراي چندين روزنامه و شبكه تلويزيوني باشد!
واقعيت آن است كه در چنين فضايي، انقلاب اسلامي ايران، نيز به مثابه يك رسانه مقتدر، موفق و مؤثر جهاني عمل مي‌كند؛ چنانكه هم اكنون، با ارسال امواج بيداري به اقصي نقاط دنيا، به كانون اصلي الهام‌بخش رهايي ملت‌ها، تبديل شده است.
اگر چه دين، در طول تاريخ حيات رسانه، انواع ابزار مدرن ارتباطاتي چون: صنعت چاپ، روزنامه و نشريه، راديو، تلويزيون، ویدئو، ماهواره، اينترنت، ... را به خدمت گرفت، اما اتفاقي كه در عصر كنوني رخ داد، اين است كه دين، خود در قالب يك انقلاب مردمي و در قامت يك رسانه پرمحتواي جهاني، رخ نمود.
اين انقلاب، هم در "محتوا" و هم در "نحوه ارائه" رسالت خود، نشان داد كه حامل پيامي نرم، نو و ناب براي انسان امروز است. مقام معظم رهبری، به خوبي ضرورت توجه به بُعد پیام‌رسانی و ابلاغ ارزش‌های انقلابي نظام جمهوري اسلامي را چنين برمي‌شمارند: "انقلاب دو جهت داشت: یک جهت مبارزه با استبداد داخلی...جهت دیگر وجهه سخن و پیام نو برای دنیا و بشریت است. این چیزی است که دنیا را به خود جذب کرد؛ و الّا فلان متفکر اروپایی یا غربی یا آفریقایی یا آمریکای لاتین که امام و انقلاب و نظام اسلامی و حرکت مردم را ستایش می کند... پیام جهانی و انسانی اسلام است که او را به ستایش وادار می کند. جنبه دوم بسیار مهم است؛ ما باید بتوانیم این را بیان کنیم."9
در طول سه دهه از حيات انقلاب و در عصر جولان انواع رسانه، انقلاب به عنوان رسانه‌اي جامع، فراگير و عميق، حامل ارزش‌هاي الهي و انساني براي بشريت امروز شده است. انقلاب اسلامي ایران و صدور ـ پيدا و ناپيداي ـ آن، حیات تازه‌ای به اسلام بخشید.
صدور انقلاب
انقلاب اسلامي ايران نماد، سمبل و الگوي بزرگ حقيقت‌يابي در عصر كنوني است. "صدور انقلاب اسلامی" به مفهوم صدور اندیشه‌هاي الهي، انگيزه‌هاي اسلامي و اراده‌هاي شگفت‌انگيز انساني است كه در ايران، تبلور يافت. صدور انقلاب از منظر امام خمینی(ره) ـ مبدع آن ايده كه فرموده بود: "ما انقلابمان را به تمام جهانیان صادر می کنیم"10ـ چيزي جز صدور پیام تازه و ابلاغ رسالت ويژه و منحصر به فرد انقلاب، نبود؛ چنانكه مقام معظم رهبری نیز با اشاره به اين مهم، در ضرورت بيان درست آن می‌فرمایند: "انقلاب اسلامی و نظام اسلامی، مفاهیم بکر و تازه‌ای در دنیا دارد؛ مفاهیمی دارد که اگرچه مشترکاتی با دنیا دارد اما اختصاصاتی دارد که این را از شبیه خودش در مکاتب گوناگون و جریان‌های فکری و نحله‌های فکری دنیا جدا می‌کند؛ باید آن را در بیاوریم و پایش هم بایستیم و بیان کنیم."11
امروزه گيرندگان امواج بيداري و الگوبرداري از انقلاب اسلامي، ديگر محدود به نهضت مقاومت فلسطين ـ كه پيش از انقلاب اسلامي با الطاف خفيه سران عرب، توفيقي جز انحراف و پس‌روي از اصول نداشت! ـ و جنبش حزب الله لبنان ـ كه در واقع خود مولود انقلاب اسلامي است ـ نيست، بلكه خيزش فراگير ستم‌كشيدگان جهان، به ويژه كشورهاي اسلامي در يك سال اخير، ريشه در انديشه و نهضت امام خمينى(ره) دارد.
امام(ره) با ابزار و ابعاد فرامادى هويت انقلاب اسلامي، به تحدّي و هماوردجويي با تفكرات حاكم بر نظام سطله جهاني برخاست. در اوج سيطره تفكر پرمدعاي ماركسيسم ـ به عنوان مقتدرترين جهان‌بيني مادي كه مستظهر به پشتوانه ميلياردي انسان‌هاي ساده‌انديش بود ـ قيام كرد و او را از اوج عزت به حضيض ذلت كشاند. سپس با انديشه پرطمطراق و پر زرق و برق ليبراليسم، به چالش نشست و چنانكه شاهديم هر روز از هيمنه اين شير بي‌يال و اشكم مي‌كاهد. خيزش 99درصدي مردم مغرب زمين، موسوم به جنبش وال استريت، نمونه آشكار و نماد روشني از بحران بنيادين در نظام سرمايه‌داري است كه رهبران ايران اسلامي وعده تحقق آن را داده بودند.
والعاقبة للمتقين
پي‌نوشت‌ها:

1. دكتر حميد مولانا در ميزگرد "جامعه سياسي، اجتماعي آمريکا؛ آزادي‌ها، آسايش، تبعيض و فساد"، دكتر احمدي‌نژاد را يک "رسانه" بسيار تأثيرگذار دانسته بود.
2. جستارهايي در رسانه، ج 2، ص 14، دانشگاه اديان و مذاهب، به نقل از كتاب "دين در عصر رسانه".
3. جستارهايي در رسانه، ج 2، ص 827، از مجموعه مقالات دين و رسانه، مقاله: رسانه همان توده است، تامس كوپر، ترجمه شهريار وقفي‌پور، دانشگاه اديان و مذاهب.
4. همان.
5. كهف/١٣.
6. حجر/ 49.
7. تحريم/3.
8. شرح ‏نهج‏البلاغه، ج20، ص 253، الحكم المنسوبه، ش660.
9. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای شورای عالی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، 17/11/1380.
10. صحیفه نور، ج 17، ص 240، 4/2/1362.
11. بیانات مقام معظم رهبری، 17/11/1380.

register.png